مشاوره عمومی


سلام من امسال 17 سالم تموم میشه سال دوم دبیرستانم رو تموم کردم فرزند اول خانواده ام و خواهری دارم که12سال ازم کوچیک تره علاقه خیلی زیادی به خوندن رمان دارم ولی هر رمانی رو هم نمیخونم همیشه اول وسط واول داستانو میبینم اگه حس کنم بی خوده یا غیر واقعی اونارو نمیخونم با خانوادم سر رمان خوندم مشکل دارم بخاطر این خیلی مورد توهین وتحقیر قرار میگیرم خانوادم معتقدن این داستانا ذهن منو منحرف میکنه و کسایی که به سمت رمان خوندن میرن همشون وضع بدی دارن وآدمای خرابی هستن ولی من نمیتونم همچین چیزی رو بپذیرم از طرفی دبیر های ما مارو به خوندن این کتاب ها برای وقت فراغت تشویق میکنن از طرفی مدام از سوی خانوادم باید خورد بشم واز طرف دیگه وقتی میبینم همه هم سنو سالام اجازه دارن رمان بخونن ولی من باید با دروغ و ترس و لرز اینکارو انجام بدم عصبی میشم افسردگی گرفتم منم دوست دارم مثل بقیه باشم مگه من چه فرقی با بقیه دارم من بخاطر اعتقاد خانوادم حتی اجازه ندارم برم پیش دوستام آخه اونا میگن دوست چیز مزخرفیه وحتی منو از داشتن دوست هم منع میکنن وحتی چند بار هم که با چند نفر دوست بودم منو مجبور کردن باهاشون قطع رابطه کنن همه کارای منو مامانم انجام میده من دوست دارم تا حدی که میتونم در توانمه خودم رو پای خودم باشم حتی موقعی که من به پزشک مراجعه میکنم اجازه توضیح وضعیت خودم رو ندارم و مادرم باید وضعیت منو توضیح بده حتی چمدون منو برای مسافرت مادرم جمع میکنه حتی همه ی خرید های منو مامانم انجام میده من چی کار کنم که به خانوادم بفهمونم که من بزرگ شدم وتوانایی انجام بعضی از کارهای خودمو دارم من نهایتا تا دو سال دیگه دانشجو میشم وبا این وضعیت میترسم در آینده ای نه چندان دور دچار مشکل بشم لطفا کمکم کنید و به من بگید چه کار کنم خیلی زجر میکشم راستی برای اینکه یه وقت سو تفاهم پیش نیاد همه ی کسانی که من باهاشون دوست بودم مجبور به قطع رابطه شدم دختر بودن ممنون میشم اگه به من کمک کنید تا اینقدر با افراد جامعه متفاوت نباشم

وضعیت: باز (پاسخ رایگان)
مهارت: -
2 پاسخ
2,669 بازدید
تاریخ ثبت: ۱۳۹۲/۰۴/۲۶ ۱۶:۵۸:۴۷